الف ) متن موردنظرحاوی جمله باشد واز انتخاب کلمه به تنهایی خودداری شود.
ب ) کلمات سازنده جملات متن ازحروفی تشکیل شده باشند که قبلا ً تدریس شده اند .
ج) کلمات خارج از متن کتابهای درسی ، ازبیست درصد کل کلمات بیشتر نباشد .
د) علاوه برجملات موجود در کتابهای درسی ، با استفاده از کلمات خوانده شده ،جملات دیگری هم درنظر گرفته می شوند .
ه ) درهرجلسه از کلماتی که در جلسات قبلی برای دانش آموزان مشکل بوده اند نیز استفاده شودتابتوان درجه پیشرفت شاگردان را اندازه گیری کرد.
معلم یک بار با صدایی بلند ولحنی شمرده متن اولیه رااز روی تابلو می خواند واز دانش آموزان می خواهد بادقت به چگونگی تلفظ او گوش کنند . لازم است دقت شود که شاگردان به نوشتن ویادداشت کلمات برروی کاغذ یا میز اقدام نکرده ، فقط ضمن گوش دادن ،کلمات سازنده جملات متن را با حرکات چشم از روی تابلو تعقیب کنند.
گام دوم ،قرائت املا توسط معلم ونوشتن آن توسط دانش آموزان . معلم متن املا را از روی تابلو پاک کرده ، پس از آماده شدن دانش آموزان ، آن را با صدایی بلند ولحنی شمرده وحداکثرتا دوبار قرائت می کند . البته هنگام قرائت متن املا از خواندن کلمه به کلمه خود داری کرده ، متن را به صورت گروههای اسمی وفعلی یا جمله کامل قرائت می کند تا دانش آموزان با بافت جمله ومعنای آن آشنا شوند .
در پایان یک باردیگر متن املا را باسرعت مناسب تکرار می کند تا کند نویسان هم اشکالات خود را برطرف نمایند.
گام سوم ، تصحیح گروهی املاها وتهیه فهرست خطاهای املایی. معلم پس از جمع آوری املاها آنها را با استفاده از رهنمود زیرتصحیح وخطاهای املایی کلاس را جمع بندی می کند.
این گام با مشارکت کامل دانش آموزان انجام می شودو معلم بدون اشاره به نام آنها ،تک تک املاها را بررسی ومشکلات رااستخراج می کند. به این ترتیب که معلم املای اولین دانش آموز رادردست می گیرد وبه کمک یک دانش آموزکلمات یادشده رارونویسی می کند . سپس دومین املاء ، سومین و... رادردست می گیرد وبه کمک همان دانش آموز یا دانش آموز دیگری ، صورت صحیح غلطهای املایی راروی تابلو ثبت می کند. البته هرجا که غلطها تکراری بودند جلو اولین مورد آن یک علامت (مثلا ً *) می زند. درپایان با شمردن غلطها ،اشکالات املایی دانش آموزان رااولویت بندی می کند .
گام چهارم :تمرینات متنوع با توجه به اولویت بندی اشکالات املایی استخراج شده ، دراین گام ، معلم با توجه به مهمترین وپرتعدادترین اشکالات املایی دانش آموزان با به کارگیری انواع تمریناتِ حرف نویسی وکلمه نویسی (که قبلا ً ازآنها یاد شد ) وهمچنین کلمه سازی وجمله سازی به تقویت توان نوشتاری دانش آموزان می پردازد.
شیوه تعلیم و تربیت و ویژگیهای معلم از دیدگاه ابوعلی سینا
مراحل تعلیم و تربیت از نظر ابن سینا :
الف) مرحله پیش دبستانی : این مرحله تربیت را از دوران جنینی آغاز می کند و موضوعات تربیتی را جدای از تربیت جسمانی کودک نمی داند و در کتاب قانون یادآور شده است که زنان باردار از تنشهای عصبی و جسمی به شدت بپرهیزند زیرا اثرات نامطلوب بر جنین دارد . برای پرورش صحیح خوردسالان چهار توصیه دارد :
1. اعتدال در رفتار 2. برنامه صحیح غذایی و خواب و استحمام معتدل 3. در سن 6سالگی به مدرسه رود و در تعلیم اجبار نباشد 4. نوشیدنیهای سالم بنوشد .
ب) مرحله یادگیری در مدرسه :
تعلیم و تربیت را منوط به محکم شدن مفاصل کودک و تسلط بر عضلات و قوای جسمانی فرد دانسته است . سن مناسب آغاز تعلیم و تربیت را 6 سالگی ذکرکرده است .
آموزش گروهی را به آموزش خصوصی ترجیح می دهد و معتقد است که باعث رقابت و گفتگوی علمی میان دانشآموزان شده و آداب اجتماعی را می آموزند
ج) مرحله حرفه آموزی :
زمانی که کودک به سن بلوغ رسید اکنون می تواند صنعت و حرفه ای بیاموزد و پس از آن زندگی مستقل خود را آغاز کند و شایسته است که نوجوان مطابق ذوق و طبع خود هنر و حرفه ای را بیاموزد. رعایت عامل محیط و وراثت – رعایت تفاوتهای فردی در انتخاب شغل و حرفه مورد توجه ابن سینا بوده است . افراد کندذهن و استثنائی نباید در جامعه رها شوند و بیکار بمانند بلکه باید تحت تعلیم قرار بگیرند .
متون و مواد آموزشی :
بعد از اینکه کودک سخن گفتن را آموخت و آماده یادگیری شد ابتدا قرآن و اصول دین و قواعد زبان را به او آموخت و از ادب و شعور و مضامین اخلاقی به او تعلیم داد و سپس حرفه و هنری بیاموزد . بر آموزش موسیقی و ورزش جوانان تأکید دارد و آنها را موجب سلامت بدن و بی نیازی از استعمال دارو دانسته است و ورزشهایی مانند کشتی ، مشت زنی ، توپ بازی ، دومیدانی ، سوارکاری ، شمشیر بازی ، قایق رانی و وزنه برداری را یادکرده است .
شیوهی تعلیم :
1.اعتقاد به اصل پیشگیری و دور کردن کودک از رذیلتهای اخلاقی .
2.آموزش آداب دینی و شرعی و اشعاری که حاوی نکات پندآموز است
3.رعایت تربیت از آسان به دشوار در آموزش مطالب و مفاهیم .
4.آموزش گروهی به جای انفرادی .
5.همزمانی تربیت اخلاقی و آموزش علمی
6.استفاده معلم از شیوه های تعلیم ذهنی ، صناعی ، تلقینی ، تأدیبی ، تقلیدی ، تنبیهی 7.تدریس متناسب با شرایط و استعداد و علاقه شاگردان .
ویژگی های یک معلم خوب در تفکر ابن سینا
بوعلی سینا به هشت ویژگی مهم معلم اشاره می کند و می گوید:
1- خردمند باشد : یعنی مهمترین خصیصه معلمی را که دانایی است دارا باشد و برآنچه که آموزش می دهد تسلط علمی داشته باشد و بتواند پاسخگوی سئوالات دانش آموزان باشد .
2- دیندار باشد : آنچه که معلم را الگو و سرمشق رفتاری دانش آموزان قرار می دهد ، ادب ، اخلاق و تقوای اوست . بنابراین منظور از دینداری و دارابودن این خصوصیات عالی، رفتاری است که لازم است شخصیت و منش معلم به آنها آراسته گردد .
3- آشنا با تربیت کودک باشد : بدون شناخت ویژگی های رشد و نیازها و خواسته های کودک در مراحل مختلف سنی و بدون آشنایی با چگونگی شکل گیری مفاهیم در ذهن کودک و دیگر ابعاد شخصیتی او امکان تعلیم و تربیت وجود نخواهد داشت .
4- باوقار و با هیبت باشد : اگر با هیبت نباشد ، در چشم دانش آموزان کوچک جلوه می کند ، در اینصورت احترام و اعتماد از او سلب می شود . برخوردهایی همراه با ادب و بیان سخنان حکیمانه ، معلم را در نزد دانشآموزان بزرگ و قابل اعتماد می سازد .
5- با مروت باشد : معلم با خردسالان و کودکان سروکار دارد . کسی که سخت دل و سنگ دل است ، نمی تواند با روحیهی لطیف و ظریف کودک ارتباط برقرار کند. دل معلم باید نرم و به اصطلاح رحم دل باشد و از آنجایی که کودکان به علت کمی تجربه و کوچکی ظرفیت روانی خطاهای بسیاری را مرتکب می شود ، معلم باید دارای روحیهی گذشت و اغماض باشد و مروت و مردانگی را در مواقع لزوم و برای تأدیب کودک در نظر داشته باشد .
6- پاکدامن باشد : این اصل از آن جا ناشی می شود که کودکان به معلم خود بسیار اعتماد دارند و هرگز در عفت و پاکدامنی او شک نمی کنند ، لذا باید از این اعتماد دانش آموزان در جهت تأدیب آنها بهره جویند و حتی در اندیشه خود آن چه که خلاف عفت و پارسایی است ، نگذراند . فراموش نکنیم کوچکترین خلاف معلم در این راستا ضربه ای بر پیکره کودک می زند که قابل جبران نخواهد بود .
7- نظیف باشد : این اصل از این یافته روانشناسی ناشی می شود که کودکان قبل از آنکه به قول پیاژه به مرحله تفکر منطقی و تفکر انتزاعی برسند ، در مرحله حسی-حرکتی ، قرار دارند ؛ یعنی ابزار شناختشان از جهان حواس آنهاست . کودکان دبستانی افراد را از وضع ظاهرشان ارزیابی می کنند ، در واقع معلمی که سروصورت و لباسش مرتب ، تمیز و شیک است در نظر کودکان فردی بزرگ و قابل احترام است و فردی که تمیز و نظیف نباشد ، از او دوری می کنند و حرفهایش را جدی نمی گیرند
8- راه معاشرت را بداند : این ویژگی از اصل تفاوتهای فردی ناشی می گردد . روانشناسی امروز در شناخت توانمندیهای روحی و روانی آدمی معتقد است که افراد دارای الگوهای متفاوتی در رفتار هستند ، زیرا محیط ژنتیکی و محیط اجتماعی کودکان و پایگاههای فرهنگی و اقتصادی آنان با یکدیگر متفاوت است . حتی کودکان دوقلوی همسان با هم برابر نیستند . بنابراین معلم باید بداند که با هر کودک چگونه باید برخورد و معاشرت نماید . نسخهی یکسان پیچیدن برای همه در سیستم تعلیم و تربیت جواب نمی دهد . از طرف دیگر معلم باید بداند که کودک را چه وقت تشویق و چه وقت تنبیه کند و زمان و مکان مناسب برای تعلیم و تربیت را بشناسد .
بوعلی می گوید : « معلم نه تنها باید با راههای پرورش و تربیت آشنا باشد بلکه باید بینا باشد ، بینایی مرحله ای عمیق تر از آشنایی است . »
سازمان یونسکو در مقاله ای پیرامون دیدگاه تربیتی ابن سینا می نویسد : ابن سینا اهمیت انتخاب معلم و مجهز کردن او را به تربیت نظری و اخلاقی درک می کند .
منبع:تعلیم و تربیت از دیدگاه ابن سینا
احمد باد کوبة هزاوه
استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی
دانشکده الهیات دانشگاه تهران
۱۳۸۶)
سومين مطالعة بين المللی رياضيات و علوم (تيمز) نشان داد که دانش آموزان در اغلب مسئله های آزمون کتبی، عملکرد پايينی داشته اند. در واقع، گويا و رفيع پور ( ۱۳۸۳ ) مدعی اند که دانش آموزان، توانايی يا مهارت حل مسئله را ندارند، بيشتر دانش آموزان از حل مسئله گريزانند و دليل عمده آن عدم آموزش صحيح در دوره های ابتدايی و راهنمايی است.
به طور مثال فلاح ( ۱۳۸۶)، مشاهده کرده است که اغلب معلمان، متوجه نقش دانش آموزان و فعاليت او در جريان يادگيری نيستند.معمولاً معلم، به تنهايی مسئله را طرح و مطالب مربوط به آن را
جمع آوری می کند، سپس آن را سازمان دهی می کند و با پيدا کردن راه حل، شخصاً به حل مسئله می پردازد. درحالی که به اعتقاد وی، برای ياد گيری بامعنا، دانش آموز بايد شخصاً در مقابل مسائل قرارگيرد، ذهن خود را به کار اندازد و برای حل مسائل اقدام کند. فلاح در تحقيق خود به اين نتيجه رسيده است که يکی از دلايل ناتوانی دانش آموزان در درس رياضی، فقدان طرحی برای آموزش مهار تهای حل مسئله به آنهاست يا به عبارتی ديگر، معلمان به دانش آموزان ياد نداده اند که چگونه مسئله حل کنند.
مسئله چيست؟
مسئله جست وجوی آگاهانه برای رسيدن به هدفی روشن ولی در بدو امر غيرقابل دسترس است (پوليا، ۱۳۸۲ .( طاهرزاده) ۱۳۸۸ ( معتقد است که مسئله زمانی پديد می آيد که از موضوعی باخبر شويم و درآغاز، راه حلی برای آن نيابيم. آن گاه اين موضوع به مسئله ای تبديل می شود که آرامش ما را برهم می زند و وادار می شويم که آگاهانه در جست وجوی راه يا وسيله ای برای حل آن برآييم و تا زمانی که آن راه حل يا وسيله را پيدا نکنيم، به آرامش کلی نمی رسيم.
جوناسن( ۲۰۰۳) در تعريف مسئله به دو جنبه توجه دارد؛ اول اين که هر مسئله، ماهيتی ناشناخته در بعضی زمينه ها است. دوم، حل آن به منزلة يافتن ناشناخته هايی است که بايد ارزش اجتماعی، فرهنگی يا ذهنی و روانی داشته باشند. به گفتة وی، اگر فردی موقعيت های مسئله ای و ناشناخته را درک و مشاهده نکند، مسئله ای برايش وجود ندارد.
انواع مسئله
جوناسن( ۲۰۰۳ ) مسائل را به دو دسته ی داستانی و اشکال يابی تقسيم می کند.
1- مسائل داستانی: مسائل داستانی, معمول ترين مسائلی هستند که مورد استفاده قرار می گيرند. راه حل مرسوم اين نوع مسائل اين است که مسئله حل کن ها ابتدا لغات کليدی را در صورت مسئله (داستان) يافته، سپس راه و روش مناسبی را برای حل مسئله م یيابند و آنگاه آن راه و روش را به کار برده و در پايان، پاسخ های خود را به اميد اين که درست خواهند بود، وارسی می کنند. مسائل داستانی فقط نيازمند محاسبات درست نيستند بلکه مستلزم فهم درست اطلاعات متن، صلاحيت تجسم داده ها، صلاحيت تشخيص ساختار معنايی مسئله، صلاحيت توالی درست فعاليت های راه حل يابی صلاحيت درارزشيابی روش هايی اند که برای حل مسئله به کار رفته اند.
جوناسن( ۲۰۰۳) همچنين معتقد است که يک تحليل شناختی ازشرايط لازم برای حل مسائل ، نشان م یدهد که يادگيرندگان بايستی کارهای زير را انجام دهند:
1- تعيين اجزا و ترکيبات جمله، يعنی خواندن عبارت مسئله و تفکيک اجزاي مسئله.
2- تلاش برای طبقه بندی کردن نوع مسئله از طريق:
الف- مقايسة سطح محتوای مسئله با مسائلی که قبلاً حل شده اند.
ب- مقايسه وابستگی های ساختاری شرح داده شده در مسئله با الگوهای مسئله يا مسائل حل شده قبلی.
3- ايجاد يک بازنمايی ذهنی از مسألة حل شده توسط:
الف- شناسايی ماهيت مسئله از طريق تعيين سطح محتوا.
ب- طرح نقشه به منظور يافتن الگويی ساختاری برای مسئله.
4- تخمين ميزان درستی راه حل و مناسب بودن واحدهای انتخاب شده ) مسافت، طول و...)
5- حل با استفاده از فرمول ها (فونت معمولي)
6- يادآوری محتوای مسئله و توجه به ساختار ماهوی مسئله مطابق با نوع مسئله.
2- مسائل اشکا ل يابی: مسائل اشکال يابی از جمله مسائلی اند که معمول ترين انواع تجارب حل مسئله را در دنيای حرفه ای دارا هستند. از اشکال يابی يک مودم گرفته تا يک سيستم سرد کننده در يخچال يک فروشگاه مدرن و تلاش های اشکال يابی برای يافتن عيب و نقص در بعضی
از سيستم های عامل، همگی در اين دسته قرار دارند. اشکال يابی اثربخش نيازمند دانش مفهومی، دانش رويه ای و دانش رهيافتی است.
حل مسئله
يکی از مشکلاتی که در پژوهش های مربوط به حل مسئله است، وجود تعاريف بسيار از واژه «حل مسئله» است.
به گفته ی سيف(۱۳۸2 ), حل مسئله نوعی از يادگيری بسيار پيچيده است که برخی از صاحبنظران، آن را نوعی يادگيری تازه می دانند و برخی ديگر، آن را انتقال يادگيری به حساب می آورند که در آن، دانش و مهارت های قبلاً آموخته شده در موقعيت های جديد مورد استفاده قرار می گيرد.
در همين راستا، جوناسن ( ۲۰۰۳) مدعی است که یادگیری ریاضیات زمانی مفيد است که بتوان آن را در وضعيت های خاص به کار برد و اين توانايی به کارگيری رياضيات در وضعيت های متفاوت است که «حل مسئله» ناميده می شود و يکی از اهداف اساسی و اصلی رياضيات، آموزش
چگونگی حل مسئله به کودکان است (جوناسن, ۲۰۰۳).
کرکلی ( ۲۰۰۳ ) ابراز می دارد که در زمان حال، حل مسئله شامل مجموعه ای از مؤلفه های پيچيده شناختی، رفتاری و نگرشی است. هم چنين، جوناسن ( ۲۰۰۳)، مدل های ذهنی را شامل دانش (علم) درمورد ساختار مسئله، دانش در مورد چگونگی انجام آزمون ها و ديگر فعاليت های مرتبط با حل مسئله، حل مسئله های ذهنی و شناخت ساختار اصلی آن و آگاهی نسبت به زمان و کيفيت به کاربردن روش ها می داند.
کاربرد رياضيات همواره با فرض وجود يک مدل همراه است.مدل سازی فرايند برگرداندن يک مسئله از موقعيت واقعی به يک مدل رياضی است. مدل رياضی جنبه های خاصی از يک مسئله در
موقعيت واقعی را به نمايش می گذارد . بنابراين، مدل سازی مهم ترين بخش برقراری ارتباط بين رياضيات و دنيای واقعی است.
حل مسئله و زندگی واقعی
دانش آموزان برای حل مسأله پيچيده بايد اطلاعات حاصل از منابع مختلف را با هم تلفيق کرده، ديدگاه های متفاوت را مورد بررسی قرار دهند؛ فرضيه های مختلف را با هم تلفيق کنند، فرضيه ای جديد بسازند و به آزمايش گذاشته و به راه حل بديع و تازه برسند و آن
راه حل را مورد ارزشيابی قرار دهند (شعبانی، ۱۳۸۶).
معلم می تواند توسط درگير کردن دانش آموزان در فعاليت های رياضياتی عادی روزمره) مانند، اندازه گيری، حساب کردن هزينه های خانواده و مقايسة قيمت های اجناس( , دانش آموزان را تشويق کند تا مسئله حل کن های خوبی شوند.
ديويی به عنوان يک تجربه گرا معتقد بود که دانش واقعی، خود تجربه است و تجربه واقعی در عمل نهفته است و عمل پيش از دانش است. در نظر وی، تعليم و تربيت جريانی مداوم است که مسؤليت اصلی آن، بازسازی تجارب اندوخته شده ی فرد است. ديويی مدرسه را جايی می داند که يادگيرنده از طريق تجربه خود با ديگران، ياد می گيرد. وی معتقد است که هر مقدار که دانش آموز، مدرسه را مؤسسه ای برای رشد بيشتر بداند خلاق تر و بانشاط تر خواهد بود. تنها در صورتی که مدرسه به صورت بخش کوچکی از جامعه يعنی محلی برای درگير شدن فرد با موقعيت ها و مسائل اجتماعی واقعی، درآيد، وی می تواند خود را در موقعيت های اجتماعی حس کند که نيازمند حل مسئله است و اين مصداق گفتة معروف ديويی است که مدرسه درباره ی زندگی نيست، بلکه خود زندگی است يعنی فرايند زندگی کردن است نه آماده شدن برای زندگی آينده.
بحث و نتيجه گيری
به نظر می رسد، نگرش ها و رويکردهای فعلی آموزش در مدارس بايستی مورد توجه و تجديدنظر اساسی قرار گيرد. می توان درها را به سوی تحول و تجارب جديد فراگيران و معلمان بازکرد و با اتخاذ راهبردها و روش های جديد حاصل از پژوهش ها، معلمانی انديشمند با نقش راهنما و فراگيرانی جست وجوگر و فعال و آماده برای تحول تربيت کرد تا آنان بتوانند راه های خلاق، مبتکرانه و انديشمند برای مواجهه شدن با مسائل جهان در قرن حاضر بيابند. بايستی زمينه های مساعد را برای ايجاد و ارتقای آموزش درطول عمر در آموزش ابتدايی و ارتقای پيشرفت تحصيلی از طريق آموزش به طريق حل مسئله فراهم آورد. اجرای آموزش های مناسب در زمينة حل مسئله در محيط آموزشی فعال و پويا، دانش آموزان را به سمت يادگيری های خلاق و نوآورانه سوق می دهد. با آموزش های مناسب مانند حل مسئله می توان به ارتقای پيشرفت تحصيلی و به تبع آن موفقيت در تمام زمينه های زندگی پرداخت و دانش آموزان را از سمت روش های آموزش سنتی به سمت آموزش رياضی مبتنی بر حل مسئله هدايت کرد.
کتاب " روش ها و راهبرهای تقویت دقت و توجه " در 128 صفحه تک رنگ و با تالیف خانم آزیتا محمود پور، توسط انتشارات مدرسه، چاپ و عرضه گردیده است./ دقت و توجه یعنی این که هر فرد تمام حواسش را به یک موضوع یا محرک خاصی معطوف کند و به خود اجازه ندهد که به راحتی از آن موضوع منحرف شود. پس معنای توجه و دقت, متمرکز کردن ذهن و حواس برای فهمیدن موضوع خاصی است.تا انسان به مطلبی توجه نکند, قادر به یادگیری آن نخواهد بود. علاقه مندان و مخاطبین میتوانند با مراجعه به فروشگاه انتشارات مدرسه در آدرس ذکر شده این محصولات را خریداری نموده، و یا با مراجعه به وب سایت انتشارات مدرسه به آدرس www.en-madreseh.ir برای خرید آنلاین این محصولات اقدام نموده
از یکی از فیلسوفان و مرتاضان هندی پرسیدند آیا پس از این همه دانش و فرزانگی و هنوز هم به این کار مشغولید؟ گفت آری گفتند چگونه!؟ گفت وقتی غذا میخورم صرفاً غذا میخورم و وقتی می خوابم فقط می خوابم. این شاید بزرگترین ثمره ی تمرکز است. آیا شما هم هنگام غذا خوردن می توانید تمام توجهتان را روی غذا خوردن و...
علل بی دقتی و حواسپرتی
1-حواس پرتی درونی و ذهنی:مانند:
- مشغله ذهنی دانش آموز. شامل مواردی از قبیل: درد، رنج، غم وغصه
-اضطراب و نگرانی
- گرسنگی و تشنگی
- ترس و خشم و شادی .
-بیماریها و....
-بی علاقگی به موضوع
- فشارهاى روانى
- ناراحتی های جسمی و روحی مادر در قبل ،هنگام و بعد از زایمان تاثیر مستقیمی بر دقت فرزند دارد.
2-بی دقتی و حواس پرتی بیرونی و محیطی:
*سردی و گرمی هوای کلاس.
*نور شدید و نور ضعیف،
*صداهای ناهنجار،
*روشن بودن رسانه ای صوتی و تصویری و...
* گاهى برخى حوادث و اتفاقات، فضاى روانى فرد را دچار اختلال مىكند .
*در برخی موارد فرد احساس نیاز به موضوعی ندارد و این باعث عدم تمرکز او نسبت به آن موضوع می شود .
*در برخی موارد تکالیف سنگین باعث عدم تمرکز حواس دانش آموز می گردد.
*اغتشاشات فکری خانواده مانند: مشکلات ارتباطی ،اقتصادی و اجتماعی واعتیاد والدین (باعث میشود که کودک ویا نوجوان به این موضوع فکر کند)...
*کمبود محبت و نشاط در خانواده
*احساس نا امنی.
*توقعات بیش از ظرفیت از کودک .
*مقایسه کودک ونوجوان با سایر همسالان
راههای افزایش دقت و تمرکز حواس
-تهیه لیست و یادداشت برداری کارها و تکالیف مربوطه که توسط معلم ارائه می شود.
-خستگی زیاد موجب عدم تمرکز است لذا کمی استراحت لازم است
- ازروانشناس و مشاور کمک بخواهید
-زمانی که دانش آموز دقت میکند او را تشویق نمایید و پاداش دهید
- از روشهای مختلف تدریس استفاده کنید.
-معلم میبایستی جهت افزایش دقت کودکان از مطرح کردن مطالب تکراری خودداری نموده و موضوع را عوض کند و از روش دیگری کمک بگیرد.
-نحوه نشستن دانش آموز در کلاس درس بر تمرکز وی موثر است.لذا مراقب باشید که دانش آموز در هنگام ارائه درس و.. سرش را به حالت خوابیده روی میز نگذاردو صاف و درست بنشیند.
-اگر مطالب بصورت شعر و یا ریتمیک باشد موجب تقویت دقت دانش آموزان میشود.
-نظم داشتن در امور تحصیلی بر تمرکز حواس می افزاید.کودکانیکه بی نظم هستند ،دقت کمتری هم دارند.
- به دانش آموز کم دقت مسئولیت داده و او را در کارهای گروهی شرکت دهید تا بدینوسیله برخی مطالب را از دوستان خود فرا بگیرد.
-اعتماد بنفس د انش آموز را با تشویق کردن افزایش دهید.
-خواب و غذای کافی در افزایش تمرکز حواس تاثیر فراوان دارند.لذادانش آموزان خواب آلود و یا گرسنه وحتی تشنه، کمتر به درس توجه می کنند .
-سعی کنید اضطراب و افسردگی دانش آموزان را از بین برده و روحیه آنان را تقویت نمایید.زیرا استرس و افسردگی بر یادگیری اثر منفی می گذارد.
-ورزش و بازی موجب افزایش دقت کودکان می شوند.
- اگر مطالبی که تدریس می شوند همراه با تصویر باشند برمیزان یادگیری دانش آموزان تاثیر فراوان دارند.
-معلم میبایستی در دانش آموزان ایجاد انگیزه نماید.زیرا نداشتن انگیزه از علل بی دقتی است .
- خنده باعث آرامش ونیز تمرکز حواس می شودو باعث می گردد که دانش آموزان سریعتر یاد بگیرند و بیشتر دقت نمایند.
-نوشتن با قلم، طبیعی تر وبهتر از تایپ کردن است .لذا در تکالیفی که به دانش آموز داده میشود این موضوع حتما رعایت گردد .
-تصورات منفی و خیالپردازیها میزان دقت کودکان و نوجوانان را کاهش می دهد.
- معلم با طرح سئوال های مختلف برقدرت تفکر وافزایش دقت دانش آموزان نقش بسزایی دارد.
- از دانش آموزان بخواهید در هنگام خواندن مطلب زیر آن خط بکشد و یا انگشت خود را زیر کلمات بگذارد و شمرده بخواند.
- علاقه داشتن نسبت به موضوعی سبب تمرکز می شود
بزرگنمایی
توصیه می کنم این مطلب را حتما بخونید
یک قانون فیزیکی ميگه که: هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژي از خود است. گاهی به شخصی زنگ می زنیم و میگه: - "چه خوب شد زنگ زدی!" - " داشتم بهت زنگ می زدم!" - "داشتم بهت فکر می کردم!" - "حلال زاده!" - "دل به دل راه دارد!"
🌺🍃نکتهٔ جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان.
در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی". یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند. پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است .
🌺🍃 یه وقتایی توی خیابون راه میری. حس می کنی که یکی داره نگاهتون می کنه. برمی گردی می بینی واقعا داره نگاهت می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟ انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن
🌺🍃انرژی ما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام خنثی است.
🌺🍃اگرحالمون خوب باشه اگر آرام باشیم، اگر مهر بورزیم اگر لطفی کنیم اگر دعابخونیم انرژی ما مثبت است
🌺🍃اگر حالمون بد باشه اگه غر میزنیم اگه بد و بیراه میگیم اگه عصبانی هستیم اگه استرس داریم اگه نگران هستیم اگه اضطراب داریم انرژی ما منفی است
🌺🍃انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی انسان میتونه انرژی اجسام رو هم مثبت و منفی کنه.
🌺🍃آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی شون مثبت است. آدم هایی که منفی هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است. از بحث های مهم موفقیت👇
🌺🍃تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن" و تا جایی که می تونی "بچسب به آدم های مثبت" چرا؟ چون انرژی اونها روی تو اثر می گذارد.
🌺🍃اگه آدم مثبت دیدی، بچسب بهش! اگه آدم منفی هم دیدی، در رو .چون "افسرده دلی، افسرده کند انجمنی را"
🌺🍃یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری، غر میزنی.
🌺🍃قدیما یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود، عده ای به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟ به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!
🌺🍃هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند. چشم ها 👀 و دست ها 🙌
🌺🍃زمانی که: - حالمون خوب نیست - عصبانیم - غر میزنیم چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.
🌺🍃وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی. به محض اینکه شما با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید، انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!
🌺🍃اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.
🌺🍃وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.
🌺🍃وقتی حالتون بده، به عزیزانتون نگاه نکنید.
وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزانتون نگاه کنید
🌺🍃هلند بزرگترین صادر کننده ی گل🌹جهانه دانشمندان هلندی بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتند شما در بین مسیر هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به گل ها صدمه نزنید.
🌹🌹🌹🌹 دیدند جاهایی که بچه ها رو بردند و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. دانشمندان نتیجه ی تحقیقاتشون رو به دولت هلند اعلام کردند. هلند بخشنامه داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای یک روز، بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل اونجا بازی کنن.
🌺🍃چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازهٔ انتقال انرژی منفی است
بررسی تعلیم و تربیت از دیدگاه جان دیوئی
جان دیویی فیلسوف و مربی بزرگ ، در سال 1859 میلادی در برلینگتون آمریکا، چشم به جهان گشود.
وی از شارحان و مفسران بزرگ پراگماتیسم (اصالت عمل) است
هدف:از دیدگاه دیویی، هدف تعلیم و تربیت، <جامعه دموکراتیک> است . جامعه دموکراتیک، جامعهای است که از پیدایش اختلافات و تبعیضات طبقاتی، قومی و نژادی جلوگیری میکند. از نظر دیویی تعلیم و تربیت عبارت است از: بازسازی و ساماندهی تجربه که بر معنیدار شدن و عمق آن میافزاید و توانایی هدایت جریان تجربه را توسعه میبخشد.
برنامه آموزش
دیویی معتقد است که در آموزش دورههای مختلف تحصیلی باید به امور حسی و عینی تاکید شود و فعالیت و تجربه فرد، محور برنامهها باشد. به جای کُلیگویی و بیان مطالب به صورت ذهنی باید مطالب را به صورت ابزاری انجام دهند تا قابلیت درک شاگردان افزایش یابد. به نظر دیویی صرف انباشتن اطلاعات بیروح و بیمعنی در ذهن، یادگیری و فهم واقعی نیست. دیویی معتقد است در برنامه تربیتی باید مراحلی رعایت گردند که عبارتند از: استمرار و پیوستگی مفاهیم با یکدیگر، رابطه متقابل یادگیرنده و یاددهنده، کنترل اجتماعی و رعایت آن در برنامه درسی. دیویی معتقد است که بایدجدیدترین روشها را متناسب با زمان در برنامه درسی منظور کرد تا شاگرد متناسب با تکنولوژی نوین پیشرفت کند. از نظر دیویی برنامه درسی مطلوب باید با علاقه و استعداد و نیاز کودک تناسب و هماهنگی داشته باشد.
روش آموزش
دیویی معتقد است که روش آموزش باید عملی باشد تا یادگیری را تعمیق بخشد مثلاً در آموزش حجمهای هندسی، معتقد است که باید به طور عملی و در طبیعت به دنبال نمونههای آنها بگردیم نه اینکه با یکسری مفاهیم نظری مطلب را انتقال دهیم. دیویی تاکید میکند که روش آموزشی باید با محتوا هماهنگ باشد تا بتواند یادگیری را ایجاد نماید.
دیویی روشهای فعال در تعلیم و تربیت را مدنظر قرار میدهد و میگوید که روش فعال باید فهمیدن، اختراع کردن، بازسازی کردن، حرفهآموزی، کارها و فعالیتهای عملی را گسترش دهد. دیویی با روشهای سنتی مانند سخنرانی و حفظ کردن مخالف است و میگوید که این روشها معایب فراوانی دارند. دیویی یکی از روشهایی را که تاکید دارد روش کارگروهی و همکاری معلم و شاگردان با هم و یا شاگردان با یکدیگر است؛ زیرا این روشها میتوانند، شخصیت عقلی فراگیران را شکوفا سازند و مستلزم ارتباط محیط زندگی جمعی دانشآموزان است.